![]() Islamic Republic Of Iran
پست الکترونیک آرشیو مطالب ورداشتون
جستجو
پیوندها
شوپلیشک
1122 سایت خبری رجانیوز گوگل تست سرعت اینترنت دیکشنری اینترنتی مبدل انواع تاریخ خرید بلیط قطار گالری تصاویر parazidant rajanewz osolghra imej mahdikaramipic فرهنگ لغات شش زبانه آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
« کهکشان »
برای عکس زیر یک عنوان پیدا کنید فرمانده نظامیان انگلیسی که در تعطیلات نوروز سال پیش در آب های سرزمینی ایران دستگیر شدند
زن نمک نشناس (علی) عبرت (احمد م) بابا خیلی خوشکله (بابا)
عکس از : shadbash-18.blogfa.com |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در شنبه 18 خرداد1387 ساعت 17:1
تشویق یا ... چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند . بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند که گودال چقدر عميق است به دو قور باغه ديگر گفتند که چاره اي نيست ، شما به زودي خواهيد مرد . دو قورباغه ، اين حرف ها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند که از گودال بيرون بپرند . اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد شما خواهيد مرد . بالا خره يکي از دو قورباغه دست از تلاش برداشت و بي درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد .
منبع:wees.blogfa.com |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در جمعه 6 اردیبهشت1387 ساعت 16:54
تماشای مسابقه روزی یک بازرس به یکی از کلاسهای مدرسه ای رفت. کلاس در آن ساعت درس ریاضیات داشت. بازرس به دبیر گفت : ((خواهش می کنم سه نفر از بهترین شاگردها را به ترتیب بفرستید پای تخته ، می خواهم ببینم توانایی دانش آموزان در ریاضیات چقدر است.)) شاگردی به پای تخته فرستاده شد ، مسأله ای را که به او گفتند خیلی زود حل کرد و رفت سر جایش نشست. شاگرد دوم آمد ، او هم مسأله را حل کرد و به جای خود برگشت. سومین شاگردی که به پای تخته آمد ، تا اندازه ای مصطرب بود. گچ را برداشت تا مسأله را حل کند که بازرس متوجه قیانه او شد. این شاگرد همان شاگردی بود که در نوبت اول به پای تخته آمده بود. بازرس به روی او اخم کرد و با لحنی سرزنش آمیز پرسید : (( این کار یعنی چه؟ پسر ، تو می خواهی به من حقه بزنی؟ تو همین الان آمدی یک مسأله حل کردی و رفتی ، مگر نه؟ )) شاگرد با حالتی گناهکارانه لبخند زد و گفت : ((خیلی معذرت می خواهم ، من به جای یک شاگرد دیگر آمده ام...)) بازرس خشمگین فریاد زد : ((به جای یک شاگرد دیگر؟ این اولین بار است که در دوران خدمتم با چنین وضع افتضاحی روبرو می شوم!)) شاگرد با شرمساری سرش را پایین آورد. همه شاگردان کلاس منتظر بودند که ببینند بازرس چه خواهد کرد. بازرس خشمگین پرسید : ((به جای کدام شاگرد آمدی ؟)) - (( به جای بهترین دوستم. آخر او به تماشای یک مسابقه فوتبال رفته است.)) بازرس رویش را به طرف دبیر برگرداند و گفت : (( خوب ،شما آقای دبیر ،چطور چنین اجازه ای می دهید ؟ خودتان می دانید که این شاگرد یک بار آمد پای تخته و یک مسأله حل کرد... با وجود این همانطور با خیال راحت ایستاده اید و تماشا می کنید که ببینید این پسرک چطور به من حقه می زند !)) دبیر به طرزی ناشیانه شروع کرد به توجیه وضع خودش و گفت : (( خیلی ببخشید آقای بازرس ، من شاگردهای این کلاس را نمی شناسم !)) بازرس فریاد زد : (( این اصلاً امکان ندارد که یک معلم ، شاگردهای کلاس خودش را نشناسد ؟!)) دبیر گفت : (( من معلم این کلاس نیستم...)) - ((پس در این کلاس چه می کنید ؟)) - ((من به جای همکارم آمده ام. آخر ایشان هم به تماشای همان مسابقه فوتبال رفته اند .)) لبخندی آشکار چهره بازرس را روشن کرد ، سرش را جنباند ، چند لحظه ای ساکت ماند ، بعد دستش را تکان داد و گفت : ((خوب ، شما باید خدا را شکر کنید که من هم به جای همکارم ، به بازرسی آمده ام. آخر ایشان هم به تماشای همان مسابقه فوتبال رفته اند. اگر خودشان برای بازرسی تشریف آورده بودند ، شما به این سادگی نمی توانستید از این وضع خلاص شوید.)) منبع:wees.blogfa.com |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در جمعه 6 اردیبهشت1387 ساعت 16:54
تماشای مسابقه روزی یک بازرس به یکی از کلاسهای دبیرستانی رفت. کلاس در آن ساعت درس ریاضیات داشت. بازرس به دبیر گفت : ((خواهش می کنم سه نفر از بهترین شاگردها را به ترتیب بفرستید پای تخته ، می خواهم ببینم توانایی آمها در ریاضیات چقدر است.)) شاگردی به پای تخته فرستاده شد ، مسأله ای را که به او گفتند خیلی زود حل کرد و رفت سر جایش نشست. شاگرد دوم آمد ، او هم مسأله را حل کرد و به جای خود برگشت. سومین شاگردی که به پای تخته آمد ، تا اندازه ای مصطرب بود. گچ را برداشت تا مسأله را حل کند که بازرس متوجه قیانه او شد. این شاگرد همان شاگردی بود که در نوبت اول به پای تخته آمده بود. بازرس به روی او اخم کرد و با لحنی سرزنش آمیز پرسید : (( این کار یعنی چه؟ پسر ، تو می خواهی به من حقه بزنی؟ تو همین الان آمدی یک مسأله حل کردی و رفتی ، مگر نه؟ )) شاگرد با حالتی گناهکارانه لبخند زد و گفت : ((خیلی معذرت می خواهم ، من به جای یک شاگرد دیگر آمده ام...)) بازرس خشمگین فریاد زد : ((به جای یک شاگرد دیگر؟ این اولین بار است که در دوران خدمتم با چنین وضع افتضاحی روبرو می شوم!)) شاگرد با شرمساری سرش را پایین آورد. همه شاگردان کلاس منتظر بودند که ببینند بازرس چه خواهد کرد. بازرس خشمگین پرسید : ((به جای کدام شاگرد آمدی ؟)) - (( به جای بهترین دوستم. آخر او به تماشای یک مسابقه فوتبال رفته است.)) بازرس رویش را به طرف دبیر برگرداند و گفت : (( خوب ،شما آقای دبیر ،چطور چنین اجازه ای می دهید ؟ خودتان می دانید که این شاگرد یک بار آمد پای تخته و یک مسأله حل کرد... با وجود این همانطور با خیال راحت ایستاده اید و تماشا می کنید که ببینید این پسرک چطور به من حقه می زند !)) دبیر به طرزی ناشیانه شروع کرد به توجیه وضع خودش و گفت : (( خیلی ببخشید آقای بازرس ، من شاگردهای این کلاس را نمی شناسم !)) بازرس فریاد زد : (( این اصلاً امکان ندارد که یک معلم ، شاگردهای کلاس خودش را نشناسد ؟!)) دبیر گفت : (( من معلم این کلاس نیستم...)) - ((پس در این کلاس چه می کنید ؟)) - ((من به جای همکارم آمده ام. آخر ایشان هم به تماشای همان مسابقه فوتبال رفته اند .)) لبخندی آشکار چهره بازرس را روشن کرد ، سرش را جنباند ، چند لحظه ای ساکت ماند ، بعد دستش را تکان داد و گفت : ((خوب ، شما باید خدا را شکر کنید که من هم به جای همکارم ، به بازرسی آمده ام. آخر ایشان هم به تماشای همان مسابقه فوتبال رفته اند. اگر خودشان برای بازرسی تشریف آورده بودند ، شما به این سادگی نمی توانستید از این وضع خلاص شوید.)) منبع:wees.blogfa.com |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در جمعه 6 اردیبهشت1387 ساعت 16:35
تشویق یا ... چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند . بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند که گودال چقدر عميق است به دو قور باغه ديگر گفتند که چاره اي نيست ، شما به زودي خواهيد مرد . دو قورباغه ، اين حرف ها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند که از گودال بيرون بپرند . اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد شما خواهيد مرد . بالا خره يکي از دو قورباغه دست از تلاش برداشت و بي درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد .
منبع:wees.blogfa.com |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ساعت 13:31
سیاست !
يکي به پسرش مي گه مي خوام برات زن بگيرم. پسر مي گه نه حالا باشه...ميگه : دختر بيل گيتسه ! نمي خواي ؟ پسر لبخند ميزنه و ميگه : باشه! بعد ميره پيش بيل گيتس و مي گه :دخترتو عروس نمي کني؟ مي گه نه! ميگه : پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند مي زنه و ميگه :باشه! بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه : معاون نمي خواي ! ميگه نه ! ميگه : اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند مي زنه و ميگه :باشه ..... سياستو حال کردين ؟
منبع :salamdj.com |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در دوشنبه 9 مهر1386 ساعت 10:15
حل مسئله به دو روش امریکایی و روسیهنگامی که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی روبرو شد. آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون جاذبه کار نمیکنند. (جوهر خودکار به سمت پایین جریان پیدا نمی کند و روی سطح کاغذ نمی ریزد)
امریکایی ها : برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندرسون را انتخابکردند. تحقیقات بیشاز یک دهه طولکشید، 12میلیون دلار صرف شد و درنهایت آنها خودکاری طراحیکردند که در محیط بدون جاذبه مینوشت، زیر آب کار میکرد، روی هر سطحی حتی کریستال مینوشت و از دمای زیرصفر تا 300 درجه سانتیگراد کار میکرد.
آنها از مداد استفاده کردند!
|+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در جمعه 9 شهریور1386 ساعت 18:2
تست هوش
چهار تا سوال برای محک زدن هوش شما هست .باید خیلی سریع جواب بدی فرست فکر کردن هم نداری. آماده ای ؟
سوأل اول : فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟ پاسخ: اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود. سوأل دوم: اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟ جواب: اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟) سوأل سوم: این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید. عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟ به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است. باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید. پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟ جواب: Nunu؟ نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
خوب !هوشتون درچه وضعیه؟
|+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در شنبه 11 شهریور1385 ساعت 1:52
در یکی از کشورها یک مرکز خرید شوهر وجود داشت که ۵ طبقه بود که دختر ها به آنجا می رفتن و شوهری برای خود می گرفتن.شرایط این مرکز خرید این بود هر کس فقط می توانست یک بار از این مرکز خرید کند و به هر طبقه که می رفت دیگر نمی توانست به طبقه قبل برگردد.
|+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در شنبه 28 مرداد1385 ساعت 16:20
آموزش: (۲)
مسير زير رو در ويندوز 98 اجرا كنيد:
control planel\modems--->open>general>proprties>conection>advanced>Extra settings در اين قسمت تايپ كنيد: atm0 مسير زير رو در ويندوز Xp اجرا كنيد: control planel\Phone and Modem--->open>Modems>proprties>advanced>Extra settings در اين قسمت تايپ كنيد: atm0 با اين كار صدای مودم شما قطع خواهد شد. با این کار متن کنار ساعت ویندوز خود را تغییر خواهید داد !!! 1- فرمان Regedit را در قسمت RUN ویندوز وارد کنید . 2- به کلید زیر بروید: HKEY_CURRENT_USERControl PanelInternation 3- داده ای رشته ای با عنوان S1159 ایجاد کرده(در صورتی که از قبل ایجاد نشده باشد)و متن دلخواه خود را در آن وارد کنید . 4- داده رشته ای دیگر با عنوان S2359 ایجاد کرده و متن دلخواه دیگری را در آن وارد کنید . توجه کنید که در ویندوز XP اگر فارسی را فعال کرده باشید می توانید عبارات را فارسی تایپ کنید. امروزه اكثر كاربران، بر روي كامپيوتر خود دو ويندوز نصب مي كنند، كه عمدتا يكي ويندوز Xp و ديگري ويندوز 98 است. اگر شما هم جزو اين دسته از كاربران باشيد، حتما ديده ايد كه به هنگان آغاز كار سيستم، انتخابي مبني بر اينكه وارد كدام ويندوز مي شويد، پيش روي شماست و چنانچه شما در مدت 30 ثانيه، بر روي Enter كليك نكنيد، خود به خود وارد ويندوزي مي شويد كه به طور پيشفرض انتخاب شده است. در ابتدا وارد يكي از ويندوز ها شويد، ترجيحا ويندوز XP ( اين آموزش بر اساس ويندوز XP تهيه شده است). در ابتدا وارد Control Panel شده و بر روي System دوبار كليك كنيد تا System Properties باز شود. حال بر روي Advanced كليك كنيد. سپس در قسمت Startup and Recovery بر روي Settings كليك كنيد. در پنجره باز شده، در قسمت Default operating system به راحتي مي توانيد سيستم عامل پيشفرض را تغيير دهيد. در قسمت Time to display list ... نيز مي توانيد با تغيير عدد 30 ، مدت زمان تاخير سيستم جهت انتخاب يكي از دو سيستم عامل را، كم يا زياد كنيد. (دقت داشته باشيد كه اين اعداد بر حسب ثانيه مي باشند). حالا بر روي تك تك پنجره هاي باز شده، Ok بزنيد و سيستم را Restart كنيد تا نتيجه را مشاهده كنيد. |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در شنبه 21 مرداد1385 ساعت 12:57
|+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در چهارشنبه 11 مرداد1385 ساعت 13:16
متاز که مقصد خاک است
|+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در سه شنبه 9 خرداد1385 ساعت 1:48
لطيفه:
|+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در چهارشنبه 13 اردیبهشت1385 ساعت 1:54
دانستنیها: چرا ساعت بر مبنای عدد 60 در نظرگرفته شده حدود شش قرن قبل از میلاد، بابلی ها در عصر امپراطوری دوم چند مورد ابداع از خود به جای گذاشته اند که امروزه نیز مورد استفاده کلیه کشورهاست.مرسوم داشتن هفت روز هفته و تعیین عدد 60 برای ساعت از یادگاری های بابلی ها به شمار می رود. بابلی ها عقیده داشتند چون عدد 60 بر اعداد 30،20،15،10،6،5،3،2،1 قابل تقسیم است،این عدد را پایه در نظر گرفته و مبنای تقسیم بندی ساعت قرار دادند. همچنین تقسیم بندی دایره به 360 درجه ((مضربی از 60)) از کارهای بابلی ها می باشد. |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در دوشنبه 11 اردیبهشت1385 ساعت 20:24
آموزش: در ويندوز xp در حالت پيش فرض packet scheduler را به ۲۰٪ از پهنای باند يک اتصال به اينترنت محدود می کند يعنی اگر شما اين تنظيمات را تغيير ندهيد قادريد از ۲۰٪ پهنای باند اتصال به اينترنت بهره ببريد. برای اينکه بتوانيد از ۱۰۰٪ پهنای باندتان استفاده کنيد مراحل زير را انجام دهيد: ۱- Run را از منوی Start اجرا کنيد. ۲- در Run عبارت Gpedit.msc را تايپ کنيد و ok را کليک کنيد. ۳- منتظر بمانيدتا Group policy اجرا شود. ۴- در بخش local computer و در زير computer configuration گزينه Administrative templates را گسترش دهيد. (اين کار با کليک بر روی علامت (+) انجام می شود) ۵- در ليست باز شده گزينه Network را نيز گسترش دهيد. ۶- حال در اين ليست Qos packet scheduler را انتخاب کنيد. ۷- به گزينه هايی که در سمت راست ظاهر می شود دقت کنيد. ۸- بر روی Limit reservable bandwidth کليک راست کرده و properties را کليک کنيد. ۹- پس از اينکه پنجره Limit reservable bandwidth properties باز شد در برگه Setting و در زير Limit reservable bandwidth گزينه Enabled را انتخاب کنيد. ۱۰- مشاهده می کنيد که با انتخاب آن در رو به روی Bandwidth limit مقدار پيش فرض آن يعنی ۲۰٪ به نمايش در می آيد. ۱۱- به جای عدد ۲۰ مقدار ۰ را تايپ کرده و ok کنيد. ۱۲- حال به Connection که به وسيله آن به اينترنت وصل می شويد رفته و بر روی دکمه properties کليک کنيد. ۱۳- به برگه Networking برويد و دقت کنيد Packet scheduler فعال باشد(تيک کنار آن مشاهده شود). ۱۴- اين پنجره را ok کنيد. ۱۵- کامپيوتر را ريست کنيد. |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در چهارشنبه 6 اردیبهشت1385 ساعت 0:55
وقتی دانا نباشد، نادان برای خودش کسی است
|+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در جمعه 1 اردیبهشت1385 ساعت 21:1
امتحان تخصصی: امتحان کوتاه زیر شامل چهار سوال است که زیاد سخت نیستند 1- چگونه می توان یک زرّافه را داخل یک یخچال گذاشت؟ 2- چگونه می توان یک فیل را داخل یک یخچال قرار داد؟ 3- شیر،سلطان جنگل، تمام حیوانات را به یک گردهمائی فرا می خواند.تمام حیوانات به جزء یکی ازاین حیوانات شرکت می کنند حیوانی که غایب بوده کدام است؟ 4- شما باید از رودخانه عبور کنید. این رودخانه محل زندگی تمساحهاست.چگونه از آن عبور می کنید؟ قبل از اینکه به سراغ پاسخها بروید روی این سوال ها خوب فکر کنید و پاسخ را حدس بزنید. پاسخها: ج 1- در یخچال را باز کنید زرّافه را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید. این سوال به ما یاد می دهد که نبایدبرای کارهای ساده به دنبال راه حلهای پیچیده بگردیم. ج2- در یخچال را باز کنید. فیل را در آن قرار دهیدو سپس در یخچال را ببندید.این پاسخ اشتباه است!پاسخ درست این است در یخچال را باز کنید زرّافه را بیرون بیاورید فیل را در یخچال بگذاریدو سپس در یخچال را ببندید. این سوال به ما یاد می دهد که برای حل مسائل به فعالیتهای قبلی نیز فکر کنیم. ج3- فیل ، چون فیل داخل یخچال بوده و نمی توانسته در گردهمائی شرکت کند. این سوال به یاد می دهد که در حل مسائل نبایدفرضیات قبلی را فراموش کنیم. ج4- با شنا از رودخانه عبور کنید . تمام تمساحها در گردهمائی حیوانات هستند و خطری شما را تهدیدنمی کند. این سوال به ما یاد می دهد که ازاشتباهات گذشته پند بگیریم.
|+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در جمعه 1 اردیبهشت1385 ساعت 18:37
لطيفه: در عكاسي عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟» در كلاس زيست شناسي معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.» دزدي در كلاس علوم جملات كوچك به سبك انسانهاي بزرگ! براي اينكه آدم خوشبيني شود، بينياش را عمل كرد. آسمان به زمين آمد ديد خبري نيست. |+| نوشته شده توسط مهدی کرمی در چهارشنبه 30 فروردین1385 ساعت 13:10
|